ما، عنكبوتيم؟
بر اساس نتايج يک تحقيق جديد روي عنکبوتها معلوم شد در ميان جوامع اين حشرات، کار کردن با خويشاوندان ميتواند مزايايي براي تکامل آنها داشته باشد. مطالعات و يافتههاي علمي نشان ميدهد برخي عنکبوتها وقتي با بستگان و خويشاوندان خود کار ميکنند، همکاري بهتري با هم دارند و تلاش آنها در پيدا کردن و شکار غذا موثرتر است.
نتيجه ي اين تحقيق موجب شد تا به يكي از خونواده هاي عنكبوتي سركي بكشم كه ماحصل فضولي اينجانب به سمع و نظر شما ميرسد.
عنكبوت مادر : آخه مرد پس چي شد؟ ديگه كي ميخواي رييس بشي؟ تا سرت رو بجنبوني بازنشست شدي. ميدوني من تا حالا به چند نفر از فك و فاميل قول پست و مقام دادم؟
عنكبوت دختر : بابايي مامان راس ميگه ديگه. پس كي قراره رييس بشي؟ تو دوس نداري نمره هاي دخترت بيست بشه و تو بهترين دانشگاه درس بخونه؟ بابايي آينده ي تحصيلي دخترت به رييس شدن تو بستگي داره.
عنكبوت پدر : اي بابا همه ي اينايي كه ميگين رو خودم ميدونم. خوب خودمم دوس دارم رييس بشم و پشت ميز رياست بشينم. اين عنكبوت رييس رو هر چي زيرآب ميزنم فايده نداره. هر وقت ميرم داخل اتاقش اين گوشي تلفن دستش هست و ميگه اي آلبالو، اي به قربون اون صداي گوشنوازتون و ... . بدجوري حالم رو گرفته فعلا كه پاچه خواري هاي اون از زيرآب زدن من بيشتر برد داره.
( در اين لحظه عنكبوت پسر گريه كنان وارد خانه مي شود )
عنكبوت مادر : چي شده باز؟ هنوز ذخيره اي؟
عنكبوت پسر : وقتي هنوز بابا رييس نشده چه جوري من تو تركيب اصلي بازي كنم؟ هر كاري هم ميكنم دريغ از يه ذره سر و صدا و حاشيه. (ناگهان صداي گريه ي عنكبوت پسر به آسمان ميرود ) بابايي پس كي ميخواي رييس بشي؟
( تلفن عنكبوت پدر زنگ ميخورد. عنكبوت همكار، عنكبوت پدر رو از خبر ناگواري مطلع ميكنه. عنكبوت پدر با صدايي نگران از عنكبوت همكار ميپرسد كي اتفاق افتاد؟ وضعيتش چه جوريه؟ اميدي هس؟ ... گفتگوي تلفني تمام ميشود )
عنكبوت مادر : مرد چي شده؟ دارم از نگراني ميميرم.
عنكبوت پدر ناگهان حالتش عوض مي شود و با خوشحالي فرياد ميزند : عنكبوت رييس تصادف كرده. دكترا ازش قطع اميد كردن. ديگه رييس شدم.
( جشن و پايكوبي در خانه ي عنكبوت به پا مي شود و سرك كشيدن ما هم در اينجا به پايان مي رسد )
انتقال پايتخت
تصويب انتقال پايتخت خبري است كه اين روزها كم و بيش مورد توجه قرار گرفته اما اينكه پايتخت به كجا منتقل شود مورد بحث قرار نگرفته است. براي تصميم گيري صحيح درباره ي مقصد نهايي پايتخت نياز به شناخت شيوه هاي انتقال پايتخت داريم كه به مرور آنها مي پردازيم.
شيوه هاي انتقال پايتخت :
1) پايتخت با توزيع گسترده
در اين شيوه هر يك از وزارتخانه ها به يكي از مراكز استان منتقل مي شوند و از آنجايي كه وزارتخانه به تعداد كافي وجود ندارد مراكز استاني كه وزارتخانه به آنها نمي رسد نبايد نااميد شده و مي بايست هميشه خود را آماده نگه دارند چرا كه هر لحظه ممكن است وزارتخانه اي به هر دليلي كه در نهايت دليل آن عملكرد ضعيف اش خواهد بود از مركز استاني باز پس گرفته شود و به مركز استاني ديگر كه بي نصيب بوده تحويل داده شود.
2) پايتخت با دوره ي زماني محدود
در اين شيوه هر مركز استان براي مدتي محدود پايتخت كشور خواهد بود و تمام وزارتخانه ها هم در همان بازه ي زماني در آن مركز استان داير خواهند بود.
اين شيوه را مي شود با سفرهاي استاني هماهنگ كرد بطوريكه هيات دولت بجاي سفر چند روزه به هر استان و بازگشت به پايتخت فعلي يعني تهران مي تواند در هر سفر مركز همان استان را پايتخت قرار دهد و اين پايتختي تا سفر بعدي دولت كه مركز آن استان مقصد را پايتخت خواهد كرد دوام خواهد داشت.
3) پايتخت در اعماق دريا
در اين شيوه كه پايتخت به درون درياچه ي خزر و يا خليج انشالله كه هميشه فارس منتقل خواهد شد و ديگر از پايتخت به شيوه ي كنوني خبري نخواهد بود و همه ي شهرها در يك رديف قرار خواهند گرفت.
مزيتي كه اين روش خواهد داشت حذف خودبخودي يك سري مشكلات خواهد بود كه با نبود كلمه ي پايتخت به آن دست پيدا خواهيم كرد. مشكلاتي نظير آلودگي هواي پايتخت، ترافيك پايتخت، شهردار پايتخت و ... .
شيوه هاي ذكر شده كه شيوه هاي انتقال پايتخت مي باشند تا بررسي كامل و بيان نتيجه ي نهايي مدت زمان زيادي را طلب مي كنند اما تا اعلام نتيجه ي نهايي مي توان هر ماه با اعلام نام يك مركز استان به عنوان گزينه ي جدي اننتقال پايتخت مشكل ركود در بازار مسكن آن مركز استان را حل كرد چرا كه پايتخت آينده با سيل انبوه مهاجرت به آن شهر مواجه خواهد بود.
فارغ از مسايل گفته شده دو مساله وجود خواهد داشت كه پس از انتقال پايتخت با آن روبرو خواهيم بود اول مردماني هستند كه منزلت و كلاس را در پايتخت نشيني مي پندارند و ناچار به مهاجرت به پايتخت جديد خواهند بود. دوم مردمان پايتخت آينده خواهند بود كه به هنگام سفر به تهران خواهند گفت داريم ميريم شهرستان.
10 تا 15 میلیون نفر در جامعه در معرض خطر استفاده از مواد مخدر
دبیرکل ستاد مبارزه با مواد مخدر با بیان اینکه یک میلیون و 200 هزار معتاد در کشور وجود دارند، گفت: 10 تا 15 میلیون نفر در جامعه در معرض خطر استفاده از مواد مخدر هستند. هر چند خيرگزاري مهر به نقل از منابع غیررسمی این رقم را بیش از 6 میلیون نفر اعلام كرده است. اما موضوع مورد نظر ما اين 10 تا 15 ميليون نفر در معرض اعتياد هستند كه اگه بخوايم اونا رو درجه بندي كنيم چيزي حدود 10 درصد داخل محدوده ي قرمز قرار ميگيرن كه از اونا ميشه به عنوان معتادان آينده ي نزديك نام برد به عبارت ديگه 1 تا 1.5 ميليون نفر هستن كه برخي از اونا هر چقدر هم قوي و بااراده باشن چون در محدوده ي قرمز قرار دارن راه فراري ندارن و خيلي دووم بيارن حداكثر تا 72 ساعت آينده معتاد ميشن و به جمع جميع بيماران كشور ملحق ميشن.
حالا اگه از اين مساله بگذريم كه اين افزايش معتادين خودش درصد افراد در معرض رو ميبره بالا به اين مساله ميرسيم كه با افزايش افراد معتاد با افزايش در بيماري هاي ايدز و افسردگي و ... مواجه ميشيم. بيماري ايدز چندان مساله نگران كننده اي نيست چرا كه ايدز فقط ايدز مياره و بيماري ديگه اي رو عامل نميشه. اما مشكل بحث افسردگي است. آدما كه افسرده بشن و از اون بدتر، معتاد بشن و بعد افسرده بشن يه اتفاقاتي مي افته كه به اسم بلاي خانمان سوز ازش ياد ميكنن. اين خانمان سوزي علاوه بر اينكه زندگي ها رو از هم مي پاشه بچه هاي طلاق و بچه هاي بي سرپرست از توش ميان بيرون و تحويل اجتماع ميشن كه به چشم هم زدني داخل محدوده ي قرمز در معرض معتاد شدن قرار ميگيرن و برخي از اونا هر چقدر هم قوي و بااراده باشن چون در محدوده ي قرمز قرار
دارن راه فراري ندارن و خيلي دووم بيارن حداكثر تا 72 ساعت آينده معتاد
ميشن و به جمع جميع بيماران كشور ملحق ميشن.
حالا اگه از اين مساله بگذريم كه ...
يه لطيفه اي حدود دو ماه پيش خونده بودم كه امروز ياد اون لطيفه افتادم چون فعلا حوصله ي نوشتن هم ندارم پس تصميم گرفتم اون لطيفه رو بذارم تو وبلاگم
خبرگزاری فارس در گزارش حاشیههای مراسم تودیع و معارفه وزیر كشور كه با حضور احمدینژاد برگزار شد آورده است كه احمدینژاد با ذكر خاطرهای موجب شادی و خنده حضار در وزارت كشور شده است.
وی در خاطره خود گفته است كه یك روز مهمان داشتیم، بعد از غذا ژله آوردند یكی گفت این ژله خیلی مقوی است و آن مهمان گفت اگر مقوی است چرا میلرزد!
نمايشگاه مطبوعات امسال اتفاقاتي رو در پي داشت كه اون رو با تمام نمايشگاه هاي قبلي متمايز مي ساخت. براي آگاه شدن از دلايل اين اتفاقات تصميم گرفتم با آقاي ... يكي از دست اندر كاران نمايشگاه مصاحبه اي رو ترتيب بدم. اونچه رو كه ميخونيد حاصل گپ و گفت طولاني ما پيرامون مسايل نمايشگاه هست.
- امسال نمايشگاه با سالهاي قبل خيلي متفاوت بود ميخواستم نظر شما رو در اين مورد جويا بشم؟
- من هم با نظر شما كاملا موافقم. البته ما اصولا متفاوتيم و به اين خاطر هر جا كه باشيم سر و صداي زيادي به پا ميشه
- اما اين متفاوت بودن هميشه مثبت نيست مثلا در نمايشگاه امسال آهنگاي تكنو پخش شد كه هيچ سنخيتي با نمايشگاه مطبوعات نداره
- پس تكنو كه ميگن اينجور آهنگا رو ميگن!!! ولي من به برادرزاده ام سپرده بودم براي پخش در نمايشگاه آهنگاي شاد سنتي دانلود كنه. البته به نظر من فرق چنداني با موسيقي سنتي خودمون نداشتن. من تا قبل از اينكه شما بگين نميدونستم اينا آهنگاي سنتي نيستن
- به هر حال بايد كمي دقت بشه. اينكه بعضيا با شنيدن اين آهنگا يه قري ميومدن كه با فضاي نمايشگاه مطبوعات هيچ تناسبي نداشت چندان شايسته نيست
- بخاطر اينكه عده اي يه قري اومدن شما نبايد ما رو مسوول بدونين. اينا عوامل نفوذي هستن و هدفشون به حاشيه بردن دستاوردها است شما نبايد تحت تاثير اين عوامل فتنه قرار بگيرين
- از اين موضوع بگذريم. نظر شما در مورد حضور آقاي كروبي و اتفاقات پس از اون چيه؟
- وقتي آقاي كروبي وارد نمايشگاه شدن جمعيت زيادي اطراف ايشون جمع شدن كه هم از اينطرفي بودن و هم از اون طرفي و هر دو طرف شعار ميدادن. اين شلوغي و شعارها باعث ارتعاش و لرزش نمايشگاه شد همون موقع هم چند نفري اون بالا داشتن بروشورها رو مرتب ميكردن كه اين لرزش باعث شد دسته هاي بروشور از دستشون ليز بخوره و روي سر آقاي كروبي فرود بياد. به همين سادگي بود و هيچ مساله ي خاص ديگه اي در كار نبوده
- با اين اوصاف، چه كسي مقصر اتفاقي هس كه براي آقاي كروبي افتاد؟
- شما نبايد دنبال مقصر بگردين. ببينين اگه اين حادثه براي يه فرد عادي اتفاق مي افتاد ميشد گفت اتفاقه خبر نميكنه. اما در مورد كسي كه اتفاق خبرش مي كنه و اون شخص توجه نمي كنه كاملا روشن هس كه خود اون فرد مقصره
- از اين منظر نگاه كنيم ميشه گفت توضيح شما كاملا قانع كننده است. اما پيرامون حضور آقاي موسوي هم سوال دارم
- شما چطور خبرنگاري هستين كه اطلاع ندارين آقاي موسوي وارد نمايشگاه نشدن يعني تا دم در اومدن اما ديگه داخل نمايشگاه نيومدن
- اتفاقا سوال من هم در همين مورد بود كه چرا مانع از حضور ايشون شدند؟ اتفاق خاصي ممكن بود بيفته؟
- يه سري از سبزها قرار بوده به هنگام ورود ايشون شلوغ كنن و دست به اغتشاش بزنن كه بايد اعلام كنم نمايشگاه جاي اين كارا نيست. در ضمن خبر موثق دارم سبزها بنا بوده آقاي موسوي رو مورد ضرب و شتم قرار بدن تا بهونه اي براي حركت هاي اغتشاشي داشته باشن.
- پس شما بخاطر تامين سلامت آقاي موسوي مانع از ورود ايشون شديد؟
- بله دقيقا. راستي در همين مورد من يه خبر خوش هم براي شما دارم
- براي من؟ براي شما خبر خوش نبوده؟
- حالا!!
- خوب بفرمايين
- اون روزي كه آقاي موسوي قرار بود بيان نمايشگاه، قسمتي از سقف نمايشگاه در آستانه ريزش بود كه اگه ايشون مي اومدن و با وجود لرزش و ارتعاشي كه از شلوغي اطراف ايشون بوجود مي اومد احتمال ريزش سقف روي سر ايشون زياد بود
- خدا رو شكر كه به خير گذشت. با توجه به اينكه وقت مصاحبه رو به پايان هست ترجيح ميدم سوال آخرم رو در مورد آقاي خاتمي بپرسم. ايشون قرار بود ديروز ساعت 15 وارد نمايشگاه بشن اما درهاي نمايشگاه بر خلاف هميشه ساعت 14 يعني 5 ساعت زودتر بسته شد. ممكنه دليلش رو بفرمايين
- ببينين آقاي خاتمي يه شخصيتي هستن كه حاشيه اطراف ايشون زياده و هر اتفاقي براشون بيفته هر چقدر هم كه كوچيك باشه رسانه ها بزرگش ميكنن مثلا همون اتفاقي كه روز قس افتاد و عكس آقاي خاتمي صفحه ي اول روزنامه هاي دنيا قرار گرفت. بخاطر همين مسايل و حاشيه ها ما تصميم گرفتيم هنگام حضور ايشون هيچ بهونه اي دست رسانه ها نديم.از اونجايي كه هواي سالن نمايشگاه خيلي سرد بود و ممكن بود آقاي خاتمي سرما بخورن و بعدش هم رسانه ها بگن دسيسه بود و از اين حرفا ما تصميم گرفتيم ساعت 14 براي نيم ساعت درهاي نمايشگاه رو ببنديم تا هنگام حضور ايشون هواي سالن متعادل باشه اما نيم ساعت بعد كه خواستيم درها رو باز كنيم لولاي درها خراب شده بودن و باز نميشدن اين مساله يك ساعتي طول كشيد تا درها بالاخره باز شدن. ولي اين تاخير باعث سوء تفاهم شد كه نمايشگاه تعطيل شده. احتمالا آقاي خاتمي هم فكر كردن نمايشگاه تعطيل شده بوده كه نيومدن
- ممنون از وقتي كه گذاشتين. بايد اعتراف كنم بر خلاف انتظارم از تمام جواباي شما قانع شدم و هر چند وقت نشد راجع به ديگر مسايل مثل اتفاقات هنگام حضور آقاي بهشتي هم سوال بپرسم اما ميدونم كه براي اون مسايل هم دليل قانع كننده اي دارين و از اين كه با سعه ي صدر به سوالاتم جواب دادين كمال تشكر رو دارم
اين 4 نفر؛ آقايان گراني، تورم، ركود و مسكن
ابتدا چند خبر كوتاه :
- احمدي نژاد در ارتباط با ملاقات با دوستان هم دانشگاهي اش در دانشگاه علم و صنعت گفت: ما ز یاران چشم یاری داشتیم. ما فكر می كردیم دوستان آمده اند كمكی به ما بكنند ولی ما را 300 میلیارد تومان پیاده كردند كه البته طوری نیست و ما می دهیم.
- ارسال مداد رنگي از طرف احمدي نژاد براي دختري كه به دليل بيكاري و بي پولي پدرش توان خريد مداد رنگي نداشت تا نقاشي اش را رنگ كند.
- ملاقات گلزار با احمدي نژاد و حل شدن مشكلات نامبرده.
و ...
اين خبرها و خبرهايي از اين دست منو ياد 4 نفر انداخت كه با مشكلات عديده اي گريبانگير هستند و وضعيت اونا داره به گونه اي رقم ميخوره كه هر لحظه به نقطه ي بحراني نزديك و نزديك تر ميشن. اما مساله اي كه مهم تر هست اينه كه آدماي زيادي بخاطر اونا روزاي خيلي سختي رو دارن ميگذرونن. خلاصه اينكه با وضعيت وخيم اين دوستان و خبراي دلگرم كننده ي فوق تصميم گرفتم به هر وسيله اي امكان ملاقات اين دوستان با آقاي احمدي نژاد رو ترتيب بدم. اين شد كه با يكي از نزديكان آقاي احمدي نژاد كه معمولا يكي از بانيان اين جور ملاقات هاست تماس گرفتم. سعي داشتم عيار دوستان رو نزد ايشون طوري بالا ببرم كه گويي حل مشكلشون سر و صداي زيادي مي تونه به پا كنه. گقتم : آقاي ... يه 4 نفري هستن كه غريبه هم نيستن كاملا خودي ان سخت گرفتارن و چشم اميدشون به آقاي احمدي نژاده. قبلنا كه جوونتر بودن گهگاهي اسمشون سر زبونا مي افتاد ولي اين 4 - 5 سال هر چند خيلي پخته شدن و تجربه اندوزي كردن و برا خودشون يلي شدن كه هر حريفي رو ميتونن ضربه فني كنن اما بخاطر دردسرهايي كه براي مردم درست ميكردن يه عده اي كه بايد بيشتر هواشون رو ميداشتن كه اينطوري مردم هم اذيت نشن ترجيح دادن تا اون 4 نفر رو ناديده بگيرن. اين شد كه اونا هم به اين روز افتادن. همينطور كه داشتم از حال و روز اونا ميگفتم آقاي ... گفت : اگه با پول حل ميشه مشكلشون با چقدر حل ميشه؟ گفتم : نه پول گره گشا نيست. پول شايد يه درمون موقتي باشه براشون ولي يه مشكلي هس كه خيلي هم بي جنبه ان. اگه همينجور بي پروا بهشون پول بدي بد عادت ميشن دايما پول طلب ميكن. نه اينجوري فايده نداره خودشون هم راضي نيستن. آخه همه فكر و ذكرشون اينه كه از ايران برن از هر چيزي هم كه بتونه اونا رو پابند كنه دوري ميكنن مخصوصا پول تو جيبي. اگه بتونين كمكشون كنين كه از ايران برن خيلي خيلي ممنونتون ميشن. البته بگم قرار نيست از ايران برن كه جايي پناهنده بشن. ميخوان برن چون اينا اينجوري بار اومدن به همه جاي دنيا سرك ميكشن و حداكثر حداكثر 2 سال جايي بتونن بمونن اما 4 -5 سالي هس كه اينجا موندگارن. ميترسن تا يه مدت ديگه اونقدر پروار بشن كه ديگه ناي حركت نداشته باشن و براي هميشه موندگار بشن. اين دوستاي ما خيلي سختشونه ديگه اينجا بمونن آخه خيلي خجالتي هستن و مدام شرمنده ي مردم هستن. اين چند سال به مردم خيلي زحمت دادن و مهمون تك تك خونه هاي مردم بودن. اگه بتونين براي اين دوستانم يه ملاقاتي با آقاي احمدي نژاد ترتيب بدين خيلي ممنون ميشم. انشالله كه مشكلشون حل بشه و اين مساله هم ميتونه سر و صداي زيادي به پا كنه كه خاصيت زيادي براي همه داره. اون آقا گفت : خوب اسماشون رو بگين يادداشت كنم تا با آقاي احمدي نژاد هماهنگ كنم. گفتم : لطف ميكنين پس يادداشت بفرمايين آقايان گراني، تورم، ركود و مسكن. در اين لحظه صداي اون آقا مي اومد كه مي گفت : الو الووو ببخشيد صداتون قطع و وصل ميشه اسما رو متوجه نشدم كه ياددشت كنم الو الووو .... . در جواب تماس هاي بعدي با همون آقا يه خانومه بود كه مي گفت : مشترك مورد نظر در دسترس نمي باشد... .
خبرگزاري ايرنا و بودجه ي 22.5 ميليارد توماني
خبرگزاري ايرنا و بودجه ي 22.5 ميليارد توماني آن موجبات شگفتي بسياري را براي اينجانب پديد آورد و از آنجا كه در سال اصلاح الگوي مصرف به سر مي بريم اينجانب از همين تريبون اعلام مي كنم كه با بودجه اي معادل يك صدم بودجه ي فعلي توان مديريت كردن خبرگزاري ايرنا را داشته و با ارايه خبرهاي اختصاصي كه تنها به يك خودكار و چند برگ كاغذ احتياج خواهد داشت خواهم توانست اين خبرگزاري را به جايگاهي فراتر از جايگاه فعلي برسانم. البته لازم به ذكر نمي باشد كه باقي خبرها به نقل از خبرگزاري هاي فارس و ايسنا نگاشته خواهند شد.
اكنون براي اثبات شايستگي در خبر نويسي اختصاصي، سر خط چند خبر جهت نمونه پيوست ميشود كه مشروح آنها در صورت موافقت با مديريت اينجانب در خبرگزاري ايرنا به حضور علاقه مندان خبر خواهد رسيد.
پيوست:
سر خط خبرها
- ارسال نامه ي محرمانه ي اوباما به محمود احمدي نژاد در ماه آينده
- اجرايي شدن 129.5 درصدي مصوبات استاني دولت
- ارسال طوماري با 69234639 امضا به دستگاه قضايي به منظور درخواست محاكمه ي سران فتنه و آشوب
- بازخواني اسناد تاريخي مربوط به حكومت رضا شاه پهلوي
ملاقات پشت درهاي بسته ي سيد محمد خاتمي با رضا خان قلدر
- رايزني ميرحسين موسوي با اتحاديه توليد كنندگان رنگ به منظور قانع ساختن آنان براي ريختن رنگ سبز در قوطي رنگهاي زرد و قرمز و آبي و بنفش
- حضور مهدي كروبي در پارتي شبانه به ميزباني ساسي مانكن
و ...
فرار مغزها
سردبير محترم سايت تحليلي خبري عصر ايران اخيرا طي يادداشتي نسبت به مساله فرار مغزها اظهار نگراني كرده و هشدار داده اند. يادداشت ايشان سوالي را در ذهن اينجانب پديد آورد مبني بر اينكه چرا مغزها بايد فرار كنند؟ در حالي كه كسي دنبال آنها نكرده است و به بيان ديگر كساني كه اصولا ديده نمي شوند اقدامشان براي فرار كمي غير منطقي به نظر مي رسد.
به هر روي مساله فرار مغزها وجود دارد و مي بايست راهكاري براي آن انديشيده شود. حال اگر زماني اين مساله براي ما مهم شد چه راهكارهايي براي جلوگيري از فرار اونها يعني مغز ها پيش روي ما خواهد بود. سه راهكار قابل بررسي است كه به ترتيب سهولت بيان مي شوند.
راهكار اول : افزايش سوانح هوايي
اين راهكار يكي از ساده ترين و عملي ترين راهكارهاست. از آنجايي كه بيشتر فرارها از راه هوايي است با افزايش آمار سقوط هواپيماها با كاهش قابل ملاحظه اي در آمار فرار مغزها مواجه خواهيم شد.
راهكار دوم : ممنوع الخروج كردن مغزها
( ذكر مجدد اين نكته ضروري است كه اين راهكارها مربوط به زماني است كه ما به نيازمان به وجود نخبه ها براي پيشرفت پي برده باشيم ). از آنجايي كه اين اقدام مغزها يعني فرارشان خلاف مصالح ملي است مي توانيم آنها را حتي قبل از اينكه فكر فرار به ذهنشان خطور كند شناسايي كرده و ممنوع الخروج كنيم.
راهكار سوم : بها دادن به مغزها و در اختيار گذاشتن امكانات براي آنها
اين راهكار سخت ترين راهكار موجود است و از آنجايي كه عملي شدن اين راهكار انتظار بسيار طولاني را طلب مي كند مي توانيم اجازه دهيم مغزها از كشور فرار كنند تا در كشورهاي توسعه يافته با امكاناتي كه در اختيار آنها گذاشته مي شود افتخار آفريني كنند و ما هم در اينجا بگوييم فلان شخص در فلان كشور كه فلان كار مهم را انجام داده ايراني است.
اين سه راهكار ارايه شده و توضيحات آنان مربوط به يك ديدگاه خاص است در حالي كه ديدگاه ديگري وجود دارد كه مي گويد وقتي مغزها فرار مي كنند چرا بايد جلوي آنها گرفته شود؟ مغزها به دليل هوش بالايي كه دارند مسايل و مشكلات كشور را دقيق تر و واقع بينانه تر از مردم عادي درك مي كنند و واكنش نشان مي دهند. حال چرا بايد از رفتن كساني كه عموما منتقد هستند ناخشنود بود؟
***
توضيح اينكه اين مطلب قرار بود طنز بشه نمي دونم چرا نشد
اين طنزي كه نوشتم به دليل اينكه خوشم نيومد بخاطر كيفيت پايينش مخفي اش كردم
ادامه مطلب
مذاكره با آمريكا
- آقاي آمريكا ما مي خوايم با شما مذاكره كنيم.
-- مشكلي نيست ما با همه مذاكره مي كنيم.
- ولي ما با هر كسي مذاكره نمي كنيم.
-- پس باعث افتخار ماست كه ما رو قابل دونستين.
- دقيقا.
-- عجب! ولي شما هنوز خودتون رو معرفي نكردين.
- ما، ماييم ديگه.
-- آهان ما شما رو به اسم محور شرارت مي شناسيم.
- خوب ما هم شما رو به اسم استكبار، شيطان بزرگ و صد تا چيز ديگه مي شناسيم. در همه راهپيمايي هامون هم آرزوي مرگتون رو فرياد مي زنيم.
-- در عوض ما هم دارايي هاتون رو پس نمي ديم، قطعنامه عليه تون صادر مي كنيم و تحريمتون ميكنيم.
- ولي ما با مردم شما هيچ مشكلي نداريم و حاضر نيستيم كه ضرري متوجه اونا بشه. در ضمن خواهان آزادي و دموكراسي حقيقي براي اونا هستيم.
-- ما هم دقيقا همين نظر رو راجع به شما و مردم شما داريم و خواهان همين ها هستيم.
- بالاخره خودتون هم اعتراف كردين كه با اغتشاش گرا رابطه دارين.
-- عجب!
- حالا بگذريم بريم سر اصل مطلب.
-- خيره انشاالله.
- انشالله. قبل از هر چيز شما براي اينكه حسن نيت خودتون رو نشون بدين بايد بپذيرين كه انرژي هسته اي حق مسلم ماست. قطعنامه و تحريم رو ديگه بايد بي خيال بشين. از هر گونه اظهار نظر مغاير با اظهارات و عملكرد ما هم بايد شديدا پرهيز كنين .
-- خوب در جهت منافع ما، شما قرار هس چه كارايي بكنين .
- فعلا كه هيچي. اينايي كه ما اعلام كرديم قدم اول هست كه شما بايد براي حسن نيت بردارين. اگه همه خواسته هاي ما رعايت شد مذاكره اصلي آغاز ميشه و طرفين خواسته هاشون رو مطرح مي كنند.
-- مشكلي نيست و تمام شروط شما پذيرفته ميشه. ما حسن نيت خودمون رو نشون مي ديم و قطعنامه و تحريم رو دو هفته به عقب مي اندازيم.
- خوبه. ما الان با ذيق وقت مواجه هستيم. جلسه ي خوبي بود. به اميد ديدار.
-- اوكي . اميدوار كننده بود. تا ديدار بعدي خدانگهدارتون .

